على دوانى
111
سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )
كه اكنون هست نمىبود ! با اين برهان محكم و روشن براى تو خواننده ، اشتباه كسانى كه گمان كردهاند اين كتاب بزرگ ، يا قسمتى از آن مجعول و منسوب به آن حضرت است ، روشن گرديد . بايد دانست كه اين افراد كه در انتساب نهج البلاغه به امير المؤمنين ( ع ) شك و ترديد نمودهاند ، سخنى گفتهاند كه نمىتوانند آن را بپذيرند . زيرا اگر ما در اين خصوص فتح باب كنيم ، و در اين گونه چيزها شك و ترديد به خود راه دهيم ، نمىتوانيم به سخنانى كه از رسول اكرم ( ص ) نقل شده است ، اطمينان پيدا كنيم و جايز است كه ديگرى خرده بگيرد و بگويد : اين روايت مجعول است ، و اين كلام ساختگى است ! ! به همين نسبت ، سخنان و خطبهها و مواعظى كه از خلفاى خود ابو بكر و عمر نقل مىكنند هم مشمول اين شك و ترديد واقع شده ، و ممكن است در صحت انتساب آن شبهه نمود ، و هيچگونه اطمينانى بدان پيدا نكرد ! بنا بر اين اشكال كنندگان به نهج البلاغه از هر راهى كه احاديث پيغمبر ( ص ) و خلفاى راشدين و صحابه و تابعين و شعراء و نويسندگان را معتبر دانسته ، و معتبر بدانند ، بديهى است كه طرفداران امير المؤمنين ( ع ) نيز از همان راه مطالب نهج البلاغه و غير آن را از آن حضرت دانسته و مستند بر او مىدانند . . . » ! ! نظر علامه شهرستانى علامه شهرستانى پس از نقل سخنان ابن ابى الحديد مىنويسد : ما كه يك فرد معتدل اهل علم هستيم مىگوئيم : برادران شيعى ما معتقدند كه خطبهها و رسالهها و سخنانى كه در نهج البلاغه آمده است ، مانند خطبهها و سخنانى كه از پيغمبر اكرم نقل شده است كه بعضى از آنها قطعىّ الصدور و بعضى غير متواتر و ظنّى السند است ، حكم به جعل و ساختگى آن نمىكنيم ، مگر اين كه دليل علمى بر دروغ بودن آن داشته باشيم . همانطور كه صريحا حكم به صحت و استناد آن نمىكنيم ، مگر بعد از آن كه دليلى در دست داشته باشيم . پس اگر كسى چيزى غير از اين را به ما شيعه نسبت دهد ، تهمت و افتراء به ما زده است . بنا بر اين ، حق و عدالت كه مىبايد از آن پيروى نمود به ما حكم مىكنند كه هر ارزش و مقامى كه براى كتابهاى معتبر و صحيح دينى قائل هستيم ، همان مقام و ارزش را براى اين كتاب